وبلاگ سید حمید حوائجی

وبلاگ سید حمید حوائجی

محلی برای ثبت خاطره‌ها، بیان نظرها، و انتشار عکس‌های من
وبلاگ سید حمید حوائجی

وبلاگ سید حمید حوائجی

محلی برای ثبت خاطره‌ها، بیان نظرها، و انتشار عکس‌های من

رامین دلاوری کلاهبردار ویزا به کلکسیونی از بیماری‌ها مبتلا است

رامین دلاوری (Ramin Delavari) صاحب تلویزیون ماهواره‌ای «ایران بی مرز» (iran b marz) و ساکن لس آنجلس آمریکا است. او در لباس «مشاور رسمی مهاجرت» از شهروندان ایران و افغانستان کلاهبرداری می‌کند.

رامین دلاوری به علت افشاگری‌های زیاد در اینترنت و آگاهی بسیاری از افراد نسبت به کلاهبرداری‌هایش، مجبور شده تا قیافه‌ی خود را با گذاشتن ریش و استفاده از کلاه تغییر دهد. همچنین بارها دیده شده که نام شبکه‌ی تلویزیونی خود را از «ایران بی مرز» به «visa to canada» تغییر داده است.

دلاوری به‌هیچ‌وجه «وکیل» یا «مشاور مهاجرت» نیست. او فقط و فقط کلاهبردار است. رامین دلاوری حتی قادر نیست به درستی آفتابه‌ی توالت را در دست بگیرد و جابه‌جا کند، چرا که به بیماری چاقی و اضافه وزن شدید مبتلا است. اگر به قیافه‌ی نحس رامین دلاوری توجه کنید متوجه می‌شوید که شدیداً رنگ پریده و سفید است. اینها همه به دلیل تحرک کم و مصرف بالای فست‌فود است. دلاوری یک قدم بیشتر با نارسایی کامل کبدی فاصله ندارد. 

کم تحرکی و خانه‌نشینی باعث سفیدی پوست رامین دلاوری شده است. از طرفی همین کم تحرکی و مصرف زیاد غذاهای آماده، در او باعث چاقی مفرط و ابتلا به بیماری کبد چرب پیشرفته شده است. کبد چرب مشخصه‌ی افرادی است که دچار چاقی و اضافه وزن بیش از حد هستند و رامین دلاوری نیز از این قاعده مستثنی نیست.

رامین دلاوری شبیه «بشکه» است؛ بشکه‌ای که تا خرخره پر از مدفوع است. دلاوری با پول‌های مردم ایران و افغانستان آنقدر شیرینی و فست‌فود خورده که به کلکسیونی از بیماری‌ها مبتلا شده است. دیابت، چربی خون، مشکلات عروقی، و کبد چرب از جمله امراضی هستند که ان‌شاءالله دلاوری به واسطه‌ی یکی از آن‌ها (هرکدام که بیشتر پیشرفت کند) به درک واصل خواهد شد.

مالباختگان رامین دلاوری چندان ناراحت و عصبی نباشند، چرا که او با این بیماری‌ها زندگی خوبی ندارد و روزگار بر او سخت می‌گذرد. ان‌شاءالله روزی برسد که دلاوری به ایران بازگردانده شود و به سزای اعمال ننگین خود برسد.


به‌روزرسانی ۱۲ اسفند ۱۴۰۳رامین دلاوری، کلاهبردار ویزا و مهاجرت که در تلویزیون ماهواره‌ای خود به نام «ایران بی مرز» (iran b marz) مشغول کلاهبرداری از مردم ایران و افغانستان است، نام تلویزیون خود را بارها به visa to canada (ویزا تو کانادا) تغییر داده است. او همچنین با تغییر چهره سعی دارد همچنان به کلاهبرداری‌هایش ادامه دهد. 

اگر در رسیورهای ماهواره‌ی خود نام کانال visa to canada را مشاهده کردید بدانید که همان کانال ایران بی مرز است و صاحبش رامین دلاوری (ramin delavari) است. همانطور که پیشتر گفتم، دلاوری به علت افشاگری‌های زیادی که در اینترنت بر علیه‌اش انجام شده، مجبور شده تا قیافه‌ی خود را با گذاشتن ریش و سبیل و کلاه تغییر بدهد. عکس بدون ریش و سبیل رامین دلاوری در زیر می‌آید.

تقریباً از هر ده تا تماس تلفنی که دلاوری دریافت می‌کند، ۹ تای آن فحش است؛ به‌همین‌دلیل مجبور شده تا تماس‌های تلفنی را جمع کند و فقط از راه واتساپ پیام بخواند. شک نکنید که رامین دلاوری به ایران بازگردانده و محاکمه خواهد شد.

اکثر نانوایی‌های پرند کم‌فروشی می‌کنند

متأسفانه شهر پرند در سایه‌ی خلاء قانونی به جایی امن برای اصناف متخلف و کم‌فروشان تبدیل شده است. یکی از شغل‌هایی که این روزها به چنین افرادی آلوده شده، صنف «نانوایی» است. کم‌فروشی و پخت بی‌کیفیت نان در اکثر نانوایی‌های پرند دیده می‌شود و تاکنون برخوردهای قانونی نتوانسته این معضل را برطرف کند.

از فاز صفر تا فاز هفت، به‌وضوح می‌توانید این تخلف را در اکثر نانوایی‌ها مشاهده کنید. ضخامت نان لواش در بیشتر نانوایی‌ها به حدی پایین است که نان به محض خارج شدن از تنور خشک می‌شود و احتیاجی نیست که آن را باد بدهید! حتی اگر یک قرص نان لواش را مقابل صورتتان بگیرید، می‌توانید هر آنچه که پشت نان قرار دارد را تا حدودی ببینید.

به نظر من باید برای تخلف و کم‌فروشی در نانوایی‌ها «جرم کیفری» درنظر گرفته شود. برخورد قانونی با آن‌ها ضعیف است و قانون فعلی نمی‌تواند از وقوع جرم پیشگیری کند. کار به‌جایی رسیده که متخلفان، مردم و قانون را به تمسخر می‌گیرند و مشتریان معترض با جمله‌ی «برو هرکاری دلت می‌خواهد بکن» از جانب نانوا مواجه می‌شوند.

یکی دیگر از شگردهای نانواهای متخلف، فروش اجباری نان کنجدی به مردم است. مطمئناً اگر قانون فعلی می‌توانست حق مردم را بگیرد، تا الان گرفته بود و این افراد را شدیداً تنبیه کرده بود.

هر دفعه که گزارش نانوایی‌های متخلف را به بازرسی می‌دهیم، مجدداً بعد از چند روز شاهد انواع تخلف از جمله کم‌فروشی هستیم. قانون فعلی بازدارنده نیست و دادستان پرند، نماینده‌ی محترم پرند در مجلس شورای اسلامی و امام جمعه‌ی محترم شهر می‌بایست به این موضوع ورود کنند.

پاسخ به سؤالات درباره‌ی سربازی در پادگان جوادنیا قزوین

چند ماه پیش راجع‌به خدمت سربازی در پادگان جوادنیا مطلبی نوشتم و در اینترنت منتشر کردم. از آن زمان تاکنون بازدیدکنندگان زیادی مطلب رو مطالعه کردن و بارها از طریق ایمیل و تماس تلفنی به سؤالات عزیزانی که قراره دوره‌ی آموزشی رو توی جوادنیا بگذرونن جواب دادم.

در این پست به عمده سؤالاتی که از من درباره‌ی سربازی و پادگان جوادنیا پرسیده میشه اشاره می‌کنم. این مطلب به‌درد همه‌ی سربازهای ارگان‌های گوناگون می‌خوره و فقط مختص وزارت دفاع (جوادنیا) نیست.

سؤال: سربازی بریم یا نریم؟

جواب: حتماً سربازی برید. سربازی سختی‌های خودش رو داره، اما قابل تحمله. ولی تحمل مشکلاتی که به‌خاطر سربازی نرفتن واستون ایجاد میشه خیلی  سخته. نداشتن کارت پایان خدمت عمرتون رو به‌معنای واقعی کلمه تباه می‌کنه. سربازی نرفتن حتی باعث افسردگی میشه، چون‌که مشکلات اجتماعی زیادی واسه شخصی که سربازی نرفته به‌وجود میاد.

سؤال: راست میگن سربازی توی جوادنیا راحت‌تره؟

جواب: بله درسته. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به نیروهای خودش بیشتر میرسه، به‌همین‌دلیل کادری‌های جوادنیا اعصاب‌شون کمتر درگیر مشکلات معیشتی هست. در نتیجه عصبانیتی ندارن که بخوان سر سرباز خالی بکنن. سربازی توی جوادنیا از این نظر نسبت به جاهای دیگه بهتره.

سؤال: اگه برم سربازی جنگ بشه چی؟!

جواب: بعید می‌دونم چنین اتفاقی بیفته. بهتره که برید سربازی و فکرتون رو الکی درگیر این موضوعات نکنید. نترسید و سربازی‌تون رو برید. 

سؤال: میشه قایمکی سیگار ببریم داخل پادگان؟ اگه بفهمن دردسر میشه واسمون؟

جواب: بعضی‌ها این‌کار رو می‌کنن. نمیشه صددرصد جلوی ورود چیزهای ممنوعه به پادگان رو گرفت. اگه بفهمن قطعاً واستون دردسر میشه؛ فرقی هم نمی‌کنه آموزشی باشید یا سرباز یگانی. شما اونقدری توی پادگان نمی‌مونید که سیگار نکشیدن بخواد بهتون فشار شدید وارد بکنه. سعی کنید به قوانین احترام بذارید و به‌هیچ‌وجه با خودتون سیگار نبرید داخل. چون اگه ازتون بگیرن احتمالأ دادگاهی میشید. به آموزشی‌ها هر هفته مرخصی میدن و به سربازهای یگانی حتی زودتر مرخصی میدن. بیرون از پادگان سیگار بکشید و دنبال دردسر نباشید.

سؤال: معتادها می‌تونن توی محیط پادگان دووم بیارن؟

جواب: خیر، معتادها نمی‌تونن دوام بیارن. اگه اعتیاد دارید بهتره که دفترچه پست نکنید. اول ترک کنید، بعد واسه سربازی اقدام کنید.

سؤال: به سربازای آموزشی چند روز یک‌بار مرخصی میدن؟

جواب: آموزشی‌ها هر هفته به مرخصی میرن.

سؤال: من بچه‌ی اصفهان هستم. می‌تونم از مرخصی آخر هفته‌ی پادگان استفاده کنم یا به‌خاطر دور بودن مسیر باید بمونم توی جوادنیا؟

جواب: یک‌هفته درمیون به آموزشی‌ها مرخصی دو روزه میدن و می‌تونید برید اصفهان. ضمناً  چند روز هم مرخصی میان‌دوره و پایان دوره بهتون اختصاص دادن که به‌موقعش می‌تونید استفاده کنید.

مشکل عدم اتصال میکروفون یقه‌ای بی‌سیم K9 به بعضی از گوشی‌ها

من واسه اینکه موقع ضبط ویدیو کیفیت صدای بهتر و راحتی بیشتری داشته باشم، تصمیم گرفتم میکروفون یقه‌ای بی‌سیم بخرم. توی دیجی‌کالا دنبال میکروفون ارزون قیمت گشتم و یکی خریدم. 

مدل ارزون قیمتش رو انتخاب کردم، چونکه ویدیوهام ارزش خاصی ندارن و هدف جدی‌ای پشت قضیه نیست و همین که یه‌کم کیفیت صدام بهتر بشه، کافیه. ضمناً اصلاً به بلاگری و اینطور چیزها حتی فکر هم نمی‌کنم، چون قصدم حضور در اینترنت، بیان یک سری مطالبی هست که حوصله‌ی نوشتن‌شون رو ندارم.

دو هفته پیش، از دیجی‌کالا میکروفون یقه‌ای بی‌سیم K9 Dual Type-c سفارش دادم. دستگاه کاملاً سالم به دستم رسید، ولی به گوشی و تبلتم وصل نشد. گیرنده‌ی دستگاه رو به گوشی آیفون 13 خواهرم وصل کردم و در کمال تعجب دیدم که خیلی سریع و کاملاً راحت متصل شد و صدا از طریق میکروفون یقه‌ای و با کیفیت خوبی روی ویدیو ضبط شد.

میکروفون رو به تبلت بابام و گوشی مامانم وصل کردم، ولی کار نکرد. اینجا خواستم نظرم رو درباره‌ی مشکل متصل نشدن میکروفون کی 9 به بعضی از دستگاه‌ها بگم. من فکر می‌کنم میکروفون یقه‌ای مدل K9 که خیلی هم پرفروش هست، به دستگاه‌هایی که ورژن اندرویدشون پایین هست متصل نمیشه. چونکه گوشی و تبلت خودم، و همچنین تبلت بابام و گوشی مادرم از نسخه‌ی قدیمی اندروید استفاده می‌کنن.

به‌نظر من علت وصل نشدن میکروفون همینه. خواستم اینو توی وبلاگم بنویسم، چونکه واسه خیلی‌ها سؤاله که چرا این مدل میکروفون به گوشی‌شون متصل نمیشه. حتی بعضی‌ها به تصور اینکه میکروفون خرابه، دستگاه رو مرجوع می‌کنن، درحالی‌که مشکل رو باید در سیستم عامل گوشی‌ها جستجو کرد.

نگهداری از خرگوش در خانه؛ آره یا نه؟

الان داشتم پست یکی از کاربران بلاگ اسکای رو می‌خوندم که توی وبلاگش به داشتنِ خرگوش ابراز علاقه کرده بود. واسش کامنت نوشتم و خیلی خلاصه شده از مصائب نگهداری از خرگوش گفتم. توی این پست می‌خوام به مشکلات نگهداری از خرگوش و به‌طورکل، حیوانات خانگی اشاره بکنم.


موچی خانم، خرگوش ما.

اولین نکته اینه که سعی کنید به احساسات زودگذر خودتون در مواجهه با حیوانات ناز و کیوتی مثل خرگوش غلبه کنید و تسلیم احساسات نشید. یه نکته‌ی کلی درباره‌ی همه‌ی حیوانات خونگی اینه که خیلی بهشون وابسته میشید و اگه واسشون مشکلی به‌وجود بیاد، دلواپسی و اضطراب داغون‌تون می‌کنه.

درخصوص خرگوش باید بگم که علاقه‌ی زیادی به جویدن سیم، کابل، نخ، موکت، فرش، پتو، کفش، دمپایی، درب‌های چوبی، و ... داره. خرگوش به‌طور معمول برای فرسوده کردن دندون‌هاش و جلوگیری از رشد بی‌رویه‌ی اونها، به جویدن اشیاء نامبرده روی میاره. 

به‌هیچ‌وجه نمیشه حریف این حیوون شد و هرکاری بکنید، باز هم اشیاء خونه‌رو می‌جوه. خرگوش خیلی به دعوا کردن حساسه و برخلاف ظاهر آرومی که داره، اگه باهاش بد برخورد بکنید، مثل شتر کینه به دل می‌گیره و در یک موقعیت مناسب با گاز گرفتن تلافی می‌کنه.

خرگوش به جویدن مبلمان خیلی علاقه داره. اگه قصد دارید خرگوش بیارید به خونه‌تون، روی مبلمان حتماً روکش بندازید. این حیوون رو باید یک اتاق جداگانه واسش درنظر بگیرید و بیشتر مواقع بذارید همونجا باشه، وگرنه به مبلمان خونه آسیب می‌رسونه.

غذای اصلی خرگوش، یونجه‌ی خشک‌شده است و همیشه باید ظرف غذاش پر از یونجه باشه. درکنارش می‌تونید بهش مقدار کمی سبزی خوردن (شسته شده)، سیفی‌جات، یا میوه بدید. یونجه خیلی مغذی هست و به‌علت فیبر بالایی که داره، دندون‌های خرگوش رو فرسوده می‌کنه.


منزل اختصاصی خرگوش ما :)

شکم این حیوون زودبه‌زود کار می‌کنه. مدفوع خرگوش گرد و سیاه هست و گاهی اوقات ممکنه جاهایی از خونه به غیر از توالت اختصاصی خودش پی‌پی بکنه. 


مدفوع گرد و سیاه خرگوش

خرگوش خیلی به خوردن چیزای شیرین مثل شکلات، قند، کیک، شیرینی، گز، سوهان، و امثالهم علاقه داره و اگه ظرف شیرینی در دسترسش باشه، با ولع تمام شروع می‌کنه به خوردن اونها. بعدش هم به احتمال زیاد دل‌درد می‌گیره و باید ببرینش بیمارستان حیوانات تا معاینه بشه و واسش دارو تجویز بکنن.


دماغ و دهن موچی خانم :)

و اما داستان خرگوش من. یکی از روزهای سرد زمستون 1398، درست موقعی که کرونا تازه اومده بود و مردم خیلی ترسیده بودن، این خرگوش رو توی یکی از کوچه‌های پرند پیدا کردم. یه‌دفعه جلوی پام سبز شد و انگار قسمت این بود که بیاد با ما زندگی بکنه. من موضوع رو به مامانم گفتم و اونم موافقت کرد که حیوون رو بیاریم به حیاط خونه‌مون و ازش مراقبت بکنیم تا تلف نشه.

خودم فکر می‌کنم صاحب قبلی‌اش از ترس اینکه حیوون بیچاره ناقل کرونا باشه، انداخته بودش بیرون. خیلی ترسیده بود و لاغر شده بود. یک هفته طول کشید تا با ما دوست بشه. بعد از یک هفته، خواهرم بیشتر مسؤولیتش رو برعهده گرفت و تا الان که این یادداشت رو می‌نویسم، خیلی به خرگوش وابسته شدیم و دیگه نمی‌تونیم هیچ‌جوره از خودمون دورش کنیم. به رغم اینکه اذیت‌های خودشو داره، ولی دیگه کار از کار گذشته و ما بهش وابسته شدیم. مثل اعضای خونواده‌مون شده. درکل پیشنهاد من اینه که قید حیوون خونگی رو بزنید، چون خیلی مسؤولیت داره و وابستگی میاره.