دقایقی پیش، یک هدف نظامی و امنیتی در شهر پرند با دو بمب بسیار قوی، توسط یک جت جنگی اسرائیلی تخریب شد.
هنوز گرد و خاک ناشی از تخریب محل مذکور بهطورکامل فروکش نکرده است. رهگذران در کوچه و خیابان میگویند مقر سپاه پاسداران در فاز دو پرند هدف قرار گرفته و منهدم شده است.
من ساکن فاز یک پرند هستم. پرسنل کلانتری فاز یک برای حفظ جان خود به خیابان آمدهاند و تا حد زیادی از مقر خود فاصله گرفتهاند.
• هشدار جدی
آمریکا و اسرائیل، پایگاههای بسیج، کلانتریها، و اماکن امنیتی و نظامی را «اهداف مشروع» میدانند. از «مردم عادی» تقاضا میکنم برای حفظ جان خود از این اماکن فاصله بگیرند.
اگر منزل یا محل کارتان نزدیک اماکن امنیتی و نظامی حکومت است و جایی برای نقل مکان ندارید، پیشنهاد میکنم بهمحض شنیدن صدای هواپیماهای جنگنده، در نقاط امن منزل خود پناه بگیرید یا اینکه برای مدتی از خانه بیرون آمده و از اماکن مذکور فاصله بگیرید.
جدی گرفتن این موضوع برعهدهی خودتان است.
امروز دارم به انتقال مطالبم از بیان به بلاگاسکای و ویرگول فکر میکنم. من آرشیو خاصی توی سرویس وبلاگنویسی بیان ندارم و همهی محتوای وبلاگم به چند ماه فعالیت و تعدادی نوشتهی پراکنده و بینظم محدوده.
قبلاً در یادداشتی که منتشر کردم، به علت حضور پررنگ حزبالهیها تو بلاگ بیان پرداختم. بیان به علت سیاست خاصی که آقای علی قدیری، مدیرعامل شرکت بیان در پیش گرفته بود، به محل تجمع حزبالهیها تبدیل شده بود.
همین چند دقیقهی پیش داشتم تعدادی از وبلاگهای بهروزشدهی سایت مذکور رو مطالعه میکردم. کاربرهای بیان دارن اسبابکشی میکنن و بعضیهاشون هم زودتر از موعد اعلام شده درحال حذف مطالب و وبلاگهاشون هستن.
قدیری تو وبلاگ رسمی شرکت بیان در جواب به یکی از کاربران خودش گفته که تغییر مثبتی در شرایط این سایت ایجاد نشده و از تصمیمش برای خاموشی همیشگی بلاگ بیان منصرف نشده. [منبع]
اگه از کاربران بیان هستید و دارید این نوشته رو میخونید، باید بهطور جدی تا پیش از موعد اعلام شده به فکر مهاجرت و انتقال مطالبتون باشید. بیان گزینهی دریافت فایل پشتیبان رو فعال کرده و میتونید از قسمت فهرست مطالب منتشر شده، بایگانی نوشتههاتون رو دریافت کنید.
من به کسانیکه در سرویس بیان وبلاگ دارن پیشنهاد میکنم از قابلیتی که توسط این شرکت واسشون در نظر گرفته شده برای دریافت نسخهی پشتیبان مطالبشون استفاده بکنن. البته، بهترین کار از نظر من اینه که بهصورت دستی مطالبتون رو در قالب فایل Word ذخیره بکنید یا مستقیماً در وبلاگ جدیدتون copy/paste کنید. چون سایر سرویسهای وبلاگدهی داخلی نمیتونن فایل پشتیبان بیان رو بازیابی بکنن. شاید فقط بشه روی بلاگ اسپات (سرویس وبلاگ گوگل) این کارو انجام داد. اگرچه فایل پشتیبانی که بیان به کاربرانش میده از هیچی بهتره.
راستی در نظر داشته باشید که احتمال داره بلاگ بیان تعطیل نشه و مالکش از این کار منصرف بشه. پس زودتر از مهلت اعلام شده وبلاگها یا نوشتههاتون رو حذف نکنید. بذارید ۱۵ اسفند بیاد. اونموقع معلوم میشه بلاگ بیان تعطیل میشه یا نه.
پینوشت: دوستان عزیز، همونطور که مستحضر هستید اینترنت بینالملل مسدود شده. من علاوهبر اینترنت، ماهواره هم ندارم تا بتونم اخبار واقعی رو از کانالهای معتبر دنبال کنم. البته، من در وهلهی اول بهدنبال اتصال به اینترنت هستم ولی ظاهراً هیچجوره نمیشه به نت بینالملل متصل شد. پس قید اینترنت رو زدم.
از شما عزیزان خواهش میکنم اگه ماهواره دارید بهم بگید الان عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل توی کدوم شهرها در جریانه؟ و اینکه آیا افراد دیگهای هم از سران کشته شدن یا نه؟ من ساکن پرند هستم و اینجا نسبتاً آرومه، فقط بعضی مواقع صدای عبور جتهای جنگی اسرائیلی (یا آمریکایی) رو میشنوم.
امروز دارم به انتقال مطالبم از بیان به بلاگاسکای و ویرگول فکر میکنم. من آرشیو خاصی توی سرویس وبلاگنویسی بیان ندارم و همهی محتوای وبلاگم به چند ماه فعالیت و تعدادی نوشتهی پراکنده و بینظم محدوده.
قبلاً در یادداشتی که منتشر کردم، به علت حضور پررنگ حزبالهیها تو بلاگ بیان پرداختم. بیان به علت سیاست خاصی که آقای علی قدیری، مدیرعامل شرکت بیان در پیش گرفته بود، به محل تجمع طرفداران حکومت (حزبالهیها) تبدیل شده بود.
همین چند دقیقهی پیش داشتم تعدادی از وبلاگهای بهروزشدهی سایت مذکور رو مطالعه میکردم. کاربرهای بیان دارن اسبابکشی میکنن و بعضیهاشون هم زودتر از موعد اعلام شدهی تعطیلی این سرویس (۱۵ اسفند ۱۴۰۴) درحال حذف مطالب و وبلاگهاشون هستن.
قدیری تو وبلاگ رسمی شرکت بیان در جواب به یکی از کاربران خودش گفته که تغییر مثبتی در شرایط این سایت ایجاد نشده و از تصمیمش برای خاموشی همیشگی بلاگ بیان منصرف نشده.
اگه از کاربران بیان هستید و دارید این نوشته رو میخونید، باید بهطور جدی تا پیش از موعد اعلام شده به فکر مهاجرت و انتقال مطالبتون باشید. بیان گزینهی دریافت فایل پشتیبان رو فعال کرده و میتونید از قسمت فهرست مطالب منتشر شده، بایگانی نوشتههاتون رو دریافت کنید.
شاید خیلی از خوانندگان وبلاگم ندونن که بیان چیه. بیان یه سرویس وبلاگنویسیه که داره تعطیل میشه. منم اونجا وبلاگ داشتم و چندتایی یادداشت پراکنده منتشر کرده بودم. تعدادی از کاربران این سرویس سردرگم هستن که چکار بکنن و آرشیوشون رو کجا ببرن.
من سهتا دندون شکسته دارم. یکیشون به علت سهلانگری خودم شکست و دوتای دیگهشون رو مامانم شکوند. 
شاید پیش خودتون بگید یه مادر چطوری میتونه دندونای بچهشو بشکونه؟ 
جواب اینه که یه مادر میتونه با سنگریزههای توی غذا، دندون فرزندش رو نابود کنه. (فدای سرش البته).
متأسفانه مادرم به استفاده از عینک عادت نداره، بهخاطرهمین وقتایی که عدسی، عدسپلو، قیمه و حلیم درست میکنه، من با ترس و اضطراب غذا میخورم.
حتی همین یک ساعت پیش وقتی داشتم سوپ میخوردم، یه سنگریزه رفت زیر دندونم. چند روز پیش هم این اتفاق افتاده بود. من هر موقع خونه باشم، خودم لوبیا و لپه و عدس رو پاک میکنم و با خیال راحت غذامو میخورم. ولی مواقعی که مامانم خودش تنهایی با این سه قلم غذا میپزه، محتاطانه میجَوَم. 
مامانم همیشه بهم توصیه میکنه مراقب دندونام باشم، اما خودش کمر به قتل دندونام بسته. 
پینوشت: یکی از گربههای توی حیاطمون جنسیتش مادهست و عقیم شده، ولی جیرهی غذاشو میگیره به دهنش و میبره واسه یه گربهی دیگه! احتمالاً جایی بیرون از خونه بچهگربه هست و واسه اون غذا میبره. 