مجدالدین ابوسعید شرف بن مؤید بن محمد بن ابوالفتح بغدادی، از عارفان مشهور اواخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجری است. وی در سال ۵۴۴ هجری در بغدادک خوارزم ولادت یافت.
چنانکه از نامههای خود او برمیآید، از خاندان بزرگ و بهنوشتهی تاریخِ گزیده، برادرِ «بهاءالدین محمد کاتب تکش خوارزمشاه» بوده «کان فضل و آبادی بود و در علم طب ابدان مسیح زمان و نادرهی گِیهان و اصناف و انواع هنر و علومی که پادشاهان طالب آن باشند از جمله اهل عصر در مبادی ایام تحصیل ممتاز گشته بوده است، در عنفوان جوانی در زمانی پدرش طبیب سلطان تکش، پسر ایل ارسلان (۶۶۸ - ۵۹۶ هجری) و از مقربان او گردید. چون به میهنه رسید و خاک شیخ ابوسعید را زیارت کرد، ناگاه برق محبت الهی بر نهاد او جست و جملگی تجمل و مهتری او را بسوخت در خدمت شیخ نجمالدین کبری ملازم شد و پانزده سال در خوارزم ریاضتهای شگرف کرد. آخرُالاَمر شیخالشیوخِ حضرت خوارزم شد و هرگز در خوارزم کس را آن مکنت نبوده است که او را بود. با آنکه پانزده هزار دینار املاک وقف صوفیه کرده بود، هر سال خرج مائدهی خانقاهش ۲۰۰ هزار دینار زر سرخ بوده است.»
از داستانی که جامی در نفحاتالانس آورده، پایهی بلند مجدالدین بغدادی در عرفان و اعتقاد او به مقام بلند خویش استنباط میشود و آن چنین است: «روزی شیخ مجدالدین با جمعی از درویشان نشسته بود. سکری به وی غالب شد، گفت: ما بیضه بودیم بر کنار دریا و شیخ نجمالدین مرغی بود، بال تربیت بر سر ما فرود آورد تا از بیضه بیرون آمدیم، ما چون بط بودیم در دریا رفتیم و شیخ بر کنار ماند. شیخ نجمالدین به نور کرامت آنرا دانست، بر زبان ایشان گذاشت که در دریا میراد و شیخ مجدالدین آن را شنید، ترسید پیش سعدالدین حموی آمد و تضرع بسیار کرد. روزی که حضرت را وقت خوش بود مرا خبر کن تا بهحضرت آیم و عذری بخواهم. وقتی شیخ را در سماع حال خوش شد، شیخ سعدالدین، شیخ مجدالدین را خبر کرد. شیخ مجدالدین پای برهنه بیامد و طشتی پر آتش کرد و بر سر نهاد و بجای کفشگاه بایستاد و شیخ به وی نظر کرد. فرمود که چون بهطریق درویشان عذر سخن پریشان میخواهی ایمان و دین به سلامت بردی اما سرت برود و در دریا میری و ما نیز در سر تو شویم و سرهای سرداران ملک خوارزم در سر تو شود و عالم خراب گردد. شیخ مجدالدین در قدم شیخ افتاد و به اندک فرصتی سخن شیخ بهظهور آمد...».
بهطوری که در تاریخ مسطور است، مجدالدین بغدادی مورد خشم محمد خوارزمشاه (آخرین پادشاه خوارزمشاهیان) قرار گرفت و در آبِ جیحون غرق گردید. دربارهی علت خشم خوارزمشاه، توجیهات مختلفی کردهاند. بهطورکلّی خوارزمشاه با روندگانِ طریقت بهخصوص با صوفیان بهویژه با پیروان نجمالدین کبری بر سر عناد و انکار بود و مهاجرتِ بهاءولد، پدرِ مولانا جلالالدین بلخی را از بلخ به همین علت دانستهاند. مؤلف روضات الجنات از کتاب سلم السموات ابولقاسم کازرونی نقل کرده است که میان فخرالدین رازی و مجدالدین بغدادی کینه و دشمنی به غایت رسیده بود تا سرانجام به سعایت شاگران او سلطان مزبور مجدالدین را در آب جیحون غرق ساخت.
برخی از جمله عبدالرحمن جامی، اتهام مجدالدین بغدادی را ازدواج محرمانه با یکی از زنان خوارزمشاهیان دانستهاند. بههرحال تمام این اتهامات بهگونهی اتهامات جعفر برمکی است که هارونالرشید بهمنظور از میان برداشتن وی شایع کرده بود.
مجدالدین اشعاری لطیف میسروده و نثری روان و دلانگیز داشته است. از آثار وی رساله سفر و چند نامه و اجازت رضی الدین علی لالا در دست است. رسالهی دیگری بهنام تحفةالبرره فی اجوبة مسائل العشره، در جواب یکی از شاگردان خود بهنام احمد بن علی بن مهذب خوارزمی نوشته است. از رسالهی دیگر خود بهنام زبدةالعوالی و حلیةالامالی در تحفةالبرره نام برده است.
متأسفانه یکی از چهارتا بچهگربهای که توی حیاط خونهمون زندگی میکردن و بهشون پناه داده بودیم، تلف شد. دلیلش رو نمیدونم، اما احتمالاً بهعلت ابتلا به بیماری مهلک "پنلوکوپنی" مُرد.
تصویر بچه گربهای که تلف شد
این مرضِ ویروسی، از بین بچه گربهها خیلی تلفات میگیره. پنلوکوپنی برای انسان هیچ خطری نداره، اما بچه گربههارو خیلی زود از پا درمیاره. این بیماری درمان خاصی نداره و فقط با حمایت دارویی و تغذیهای میشه احتمال زنده ماندن گربه رو بالا برد.
چند سال پیش دوتا از بچهگربههام که بهشون خیلی وابسته شده بودم پنلوکوپنی گرفتن و مُردن. اونقدر بهم ضربهی روحی و روانی وارد شد که به خودم قول دادم دیگه هیچوقت حیوون خونگی نیارم به هیچ حیوونی وابسته نشم. بهخاطرهمین من فقط به حیوونای خیابونی تا حدی که از دستم بربیاد کمک میکنم. اونها بهدلیل رفتار نادرست ما انسانها خیلی آسیب میبینن و من سعی میکنم به نوبهی خودم طوری زندگی بکنم که به حیوونها آسیب نزنم تا به این شکل بتونم از رنج و آلام اونها کم بکنم.
عکسهای بیشتر از بچه گربهی تلف شدهی من
فرهاد بزله یکی از چهرههای شناخته شده در عرصهی موسیقی کردی و تلویزیونهای ماهوارهای است که عمدتاً بهدلیل فعالیتهای رسانهای خود شناخته میشود.
وی با تولید و انتشار موسیقیهای کردی در میان مخاطبان شناخته شد و پس از آن با تأسیس شبکههای تلویزیونی در آلمان، در کنار موسیقی به فعالیت رسانهای نیز روی آورد.
شهر شاهنجرین، یکی از سکونتگاههای تازهتأسیس در استان همدان، در بخش شاهنجرین از توابع شهرستان درگزین واقع شده است. این منطقه که تا پیش از سال ۱۳۹۸ بهعنوان روستا شناخته میشد، در پی مصوبهی شماره ۵۶۲۱۷/۱۶۷۳۴۱ هیئت دولت در سال مذکور، بهعنوان مرکز بخش شاهنجرین تعیین گردید و از حالت روستایی به شهری ارتقا یافت.
این تحول، نشاندهندهی تغییرات قابلتوجه در ساختار جمعیتی، زیرساختی و اقتصادی این منطقه است که آن را از یک روستا به یک مرکز شهریِ نوپا تبدیل کرده است.
ایلان ماسک (Elon Musk) یکی از برجستهترین کارآفرینان و مخترعان قرن بیستویکم است که با ایدههای جسورانهاش دنیا را متحول کرده است.
او بنیانگذار شرکتهای تسلا (Tesla)، اسپیساکس (SpaceX) و xAI است و نامش با نوآوری و آیندهنگری گره خورده است. در این مقاله، ضمن مرور زندگی و دستاوردهای او، به جنبههای کمتر شناختهشدهٔ مسیر حرفهای و شخصیاش پرداخته میشود.