علی قدیری، مدیر سرویس وبلاگ بیان، بامداد امروز با انتشار متنی کوتاه در وبلاگ رسمی شرکت بیان، از کاربران این سرویس خواست تا از مطالب خود نسخهی پشتیبان تهیه کنند.
۱. مشاهدهی عکس
این در حالی است که سرویس بلاگ بیان سالهاست بهروزرسانی نشده و ادامهی خدمات آن همواره با ابهاماتی همراه بوده است. اکنون با انتشار این پیام، کاربران این سرویس به فکر انتقال و جابهجایی به دیگر پلتفرمهای وبلاگنویسی افتادهاند.
سال گذشته نیز مدیر این سرویس با انتشار متنی اعلام کرده بود که شرکتی با نام «بیان رایان» تأسیس کرده که در زمینهی تولید سرور فعالیت میکند. وی علت عدم بهروزرسانی سرویس «بلاگ آیآر» (blog.ir) ــ که یکی از محصولات شرکت بیان است ــ را تمرکز بر فعالیتهای بیان رایان عنوان کرده بود.
۲. مشاهدهی عکس
توضیحات: خبر تأسیس شرکت بیان رایان در وبلاگ رسمی شرکت بیان
در همان زمان، او در پاسخ به یکی از کاربران که دربارهی آیندهی سرویس بیان بلاگ پرسیده بود، نوشته بود که در حال بررسی فروش این پلتفرم وبلاگنویسی به شرکتی است که بتواند آن را فعال نگه دارد.
۳. مشاهدهی عکس
توضیحات: خبر احتمال واگذاری و فروش سرویس وبلاگ بیان
در حالی که کاربران این سرویس را عمدتاً تندروهای مذهبی تشکیل میدهند، درخواست مدیر سرویس «بیان» مبنی بر تهیه نسخهی پشتیبان از مطالب، بهعنوان اعلام تعطیلی این سرویس از سوی آنها تلقی شده است.
مهاجرت از بلاگ بیان به کجا؟
برای مهاجرت از بلاگ بیان میتوانید روی بلاگفا، بلاگ اسپات، بلاگ اسکای، و شبکه اجتماعی ویرگول حساب کنید. اینها تنها سرویسهای پایدار و واقعی در زمینهی وبلاگنویسی هستند. بقیهی سایتها جنبهی تبلیغاتی دارند و تنها کاربران آنها اسپمرها و افرادی هستند که به منظور تبلیغ کسب و کار خود و جذب کلیک فعالیت میکنند.
تعطیلی بلاگ بیان به معنی پایان وبلاگنویسی نیست. سرویسهای فعال و بسیار خوبی وجود دارند که میتوانید ساخت وبلاگ را با آنها تجربه کنید. در زمینهی آموزش وبلاگنویسی در پلتفرمهای مذکور نیز ویدیو و مقالات متعددی در بستر وب فارسی موجود است.
بیشتر بخوانید:
• علت حضور چشمگیر مذهبیهای تندرو در سرویس بلاگ بیان چیست؟
• بهتر است برای شرایط جنگی آمادگی لازم را داشته باشیم
• پیامک جعلی استعلام وضعیت مالیاتی با سرشماره ۵۰۰۰۳۳۶۶۹۹
• زندگینامه فرورتیش رضوانیه؛ خبرنگاری که ادعا میکند مستقل است
• نقش رسانهها در پنهان کردن معایب خودروهای چینی در ایران
نشانی کانال تلگرام و پیج اینستاگرام من
«بلاگ بیان» یکی از پلتفرمهای وبلاگنویسی در ایران است که نگارنده نیز خود از کاربران آن هستم. از آنجایی که سرورهای این سایت در داخل ایران مستقر هستند، در زمان اختلال یا قطع اینترنت بینالملل از سوی حاکمیت، تعداد کاربران این سرویس افزایش مییابد و افراد زیادی برای انتشار یادداشتها، بیان دیدگاهها یا خواندن مطالب دیگران به این پلتفرم روی میآورند.

مشاهدهی عکس
توضیحات: صفحهی اصلی سایت بلاگ آی آر
بسیاری از افرادی که در شرایط قطع اینترنت به عنوان خواننده یا نویسنده به بلاگ بیان (blog.ir) میپیوندند، این پرسش را مطرح میکنند که چرا فضای این سرویس وبلاگنویسی غالباً به سمت ایدئولوژی حاکمیت تمایل دارد و بیش از سایر سرویسها، میزبان طیف تندرو و طرفداران سرسخت حکومت (حزبالهیها) است؟ برای پاسخ به این پرسش، لازم است به مجموعهای از یادداشتها و تصاویر منتشر شده در وبلاگ رسمی این شرکت مراجعه کرده و علت را در آنجا جستوجو کنیم.
به نظرم بهتر است هموطنان عزیز برای فاصله گرفتن از اماکن وابسته به مسؤولان، ارگانهای امنیتی و نظامی آمادگی لازم را داشته باشند. چون هر لحظه احتمال آغاز عملیات نظامی آمریکا (و احتمالاً اسرائیل) وجود دارد. البته تشخیص اینکه این اتفاق میافتد یا خیر، ممکن نیست. چون ترامپ واقعاً غیرقابل پیشبینی است.
اما بهتر است مایحتاج ضروری را آماده کنید تا درصورت لزوم بتوانید در کوتاهترین زمان از محدوده یا شهر محل سکونتتان خارج شوید. برای نقل مکان سریعِ موقتی، هماهنگیهای لازم را انجام بدهید، باک اتومبیلتان را پُر نگه دارید و به جای امنی که «خودتان تشخیص میدهید» بروید.
در عملیات چکش نیمهشب، اینترنت را قطع کردند. بههمیندلیل خیلی از مردم نتوانستند از اعلانات اینترنتی ارتش اسرائیل دربارهی محدودهی عملیات نظامی آگاه شوند. البته آنها به روشهای گوناگون اطلاعرسانی میکنند که یکی از مهمترین آنها اینترنت است.
به هر حال بهتر است از الآن آمادگی داشته باشید و هماهنگیهای ضروری را برای جلوگیری از اتلاف وقت انجام بدهید.
بیشتر بخوانید:
• خرگوش خوشگلمان بهعلت ضربهی مغزی تلف شد
• نقش رسانهها در پنهان کردن معایب خودروهای چینی در ایران
• اسماعیل ایزددوست؛ نگاهی به فعالیتهای یک کلاهبردار مهاجرتی
• رامین دلاوری، کلاهبردار ویزا و مهاجرت را بشناسید
• نگهداری از خرگوش در خانه؛ آره یا نه؟
نشانی کانال تلگرام و پیج اینستاگرام من
امروز یاد موچی خانم افتادم. دلم واسش تنگ شد و بغضم گرفت. اردیبهشت همین امسال آسمونی شد. از پلهها افتاد و سرش به زمین برخورد کرد و ضربه مغزی شد. اومدیم برسونیمش بیمارستان، اما توی راه تموم کرد.
توضیحات: عکس موچی خانم
موچی به ما پناه آورده بود. قبلاً هم یه اشارهی کوچیکی به سرگذشتش کرده بودم. گفته بودم که توی یهروزِ سرد زمستون سال ۹۸ (دوران اوج شیوع کرونا) توی یک کوچهی باریک نزدیک خونهمون پیداش کردم. رفته بود کنج دیوار و ترسیده بود. وقتی نزدیکش شدم فرار نکرد. از دیدن اینکه فقط یه گوش داره متعجب شدم، چون تابهحال خرگوش تکگوش ندیده بودم.
معلوم بود که از خونه بیرون انداخته بودنش. لاغر بود و ضعیف. خیلی دلم سوخت و نتونستم طاقت بیارم که همونطوری تنهایی بمونه و بمیره. مطمئن بودم یا از گرسنگی میمیره یا در اثر آسیبی که احتمالاً آدما بهش وارد میکنن جون میده.
اون روز مادرم همراهم بود. کار بانکی داشتیم و باید میرفتیم تا وقت اداری تموم نشه. مامانم هم دلش برای خرگوش سوخت، ولی از اونجایی که اون کوچه خیلی کم رفتوآمد بود، همونجا گذاشتیم بمونه تا موقع برگشتن با خودمون ببریمش.
وقتی کارِ بانکیمون تموم شد، برگشتیم همونجا و خرگوش رو با خودمون آوردیم خونه. توی مسیر برای خرگوش مقداری سبزی و کلم تازه خریدیم. وقتی رسیدیم منزل، گذاشتیمش توی باغچه، اما فوراً از توی باغچه بیرون اومد و رفت گوشهی حیاط و کنجِ دیوار وایساد. از شکل چشمهاش معلوم بود که ناراحت و افسردهست.
خواهرم از پشتِ پنجره دید که یه خرگوش توی حیاطه. اومد پایین و پرسید که از کجا آوردیمش. منم کامل بهش توضیح دادم. خیلی دلش سوخت و همونجا مسؤولیت کامل خرگوش رو بهعهده گرفت. همون روز واسش قفس مخصوص، ظرف غذا، ظرف توالت، پوشال، و یک کیسه یونجهی خشک خرید.
از اونجایی که طبقهی پایین خونهمون خالیه، خواهرم یکی از اتاقهاشو واسه اسکان خرگوش آماده کرد. هوا سرد بود و نمیشد حیوون بیچاره رو توی حیاط نگهداریم.
توضیحات: خونهی جدید خرگوش خانم
خواهرم یک هفته بعد، حیوون رو برای معاینهی پزشکی به بیمارستان حیوانات تهران برد. موچی خانم توسط دکتر متخصص معاینه شد. دکتر گفت که دندوناش بیش از حد رشد کرده، چون موقعی که از خونه انداختنش بیرون، غذا نخورده و چیزی نجویده. بههمیندلیل دندوناش رو کوتاه کرد.
خرگوش خانم بعد از کوتاه شدن دندوناش، وقتی رسید خونه کلی یونجه و سبزیجات خورد و بازیگوشی کرد. مدام میرفت بغل خواهرم و انگشتای دستش رو لیس میزد. انگار فهمیده بود که آبجیم بهش رسیدگی کرده و هواشو داره.
توضیحات: موچی خانم درحال غذاخوردن تو خونهی جدیدش
توضیحات: بازیگوشی خرگوش خانم توی باغچه
این خرگوش تقریباً شش سال با ما زندگی کرد و در این سالها تمام مخارج نگهداریش رو خواهرم تقبل کرد، تا اینکه یکی از روزهای اردیبهشت ۱۴۰۴، موقعی که خواهرم رفته بود توی حیاط و خرگوش رو بغل گرفته بود تا بیاره توی خونه، توی راهپله حیوون از دستش میافته و سرش با لبهی پله برخورد میکنه و ضربه مغزی میشه. متأسفانه به این شکل موچی خانم از پیشمون رفت و غم از دست دادنش خیلی شوکه و ناراحتمون کرد.
یکی از دلایل سقوط موچی خانم و مرگ ناگهانیش این بود که یه صدای بلند از بیرون شنیده بود و در اثر جهش ناگهانی ناشی از ترسیدن، خواهرم نتونست حیوون رو نگهداره. خرگوشها نسبت به صداها خیلی حساس هستن و اگه چیزی رو محکم به همدیگه بکوبید، فوراً میترسن و با جهیدن و جفتک انداختن واکنش نشون میدن. متأسفانه همین موضوع باعث مرگش شد. جاش خیلی خالیه و هرموقع که وسایلش رو نگاه میکنیم ناراحت میشیم. چون خیلی بهش وابسته شده بودیم.
در ادامه چندتا دیگه از عکسهای موچی خانم رو آپلود میکنم.
خواهرم همیشه حقبهجانب است و فقط نوک دماغ خودش را میبیند و هیچوقت نمیخواهند قبول کند که من هم آدم هستم و اعصاب دارم و گاهی اوقات مثل خودش عصبانی میشوم.
او همیشه من را با دیگران مقایسه میکند. مثلاً فلان پسر فامیل را نام میبرد و با تعریف از اخلاق و رفتارش، به من سرکوفت میزند. او همهی کارهای من را از رانندگی گرفته تا نوع لباس پوشیدن و مدل مو و... مسخره میکند.
او بارها من را «زیادی» خطاب کرده است. یعنی اضافی هستم و نباید بهدنیا میآمدم. حتی در دوران کودکی نیز بارها توسط خواهر اینچنین خطاب میشدم.