یکی دیگر از مشکلاتی که شهر پرند با آن دستبهگریبان است، مسئلهی آلودگی صوتی خودروهایی است که از آنها تحتعنوان «شوتی» یا «کف خواب» یاد میشود.
هر شب در جایجای شهر جدید پرند شاهد رفت و آمد پرسروصدای خودروهایی هستیم که سیستم اگزوز آنها از حالت استاندارد خارج شده و صدای مهیبی تولید میکند.
در کنار صدای گوشخراش اگزوز این خودروها باید به ارتفاع نامتعارف و صدای آزاردهندهی سیستم صوتی آنها نیز اشاره کرد. تعداد خودروهایی که با مشخصات فوقالذکر هر شب به دور دور کردن در خیابانهای پرند میپردازند کم نیست، بههمیندلیل بهجهت برخورد با این اشخاص مردمآزار، همکاری و مشارکت مردمی نیاز است.
عشق ماشین بودن با مردم آزاری کردن تفاوت دارد. باید با کسانی که به این شکل از مردم پرند سلب آسایش میکنند «گاز انبری» برخورد شود. این اشخاص علاوهبر آلودگی صوتی و سلب آسایش، با رانندگی خطرناکشان جان عابران را نیز بهخطر میاندازند. تردد آنها در معابر شهر جان شهروندان پرندی را تهدید میکند.
من از همشهریان عزیز تقاضا میکنم درصورت مشاهدهی مواردی از این دست، شماره پلاک خودرو را یادداشت کرده و به مأموران نیروی انتظامی یا راهنمایی و رانندگی تحویل دهند. اگر در کنار شماره پلاک خودرو مستندات دیگری همچون عکس یا ویدیو نیز باشد، بهتر است. انشاءالله با کمک هم بتوانیم شهر امنتری داشته باشیم.
یکی از مشکلات ما در شهر جدید پرند، نانواییهایی است که مردم را مجبور میکنند تا بهجای نان ساده، نان کنجدی بخرند! البته همهی نانواییهای شهر پرند اینگونه نیستند.
تعدادی از نانواییهای بربری و سنگکی در پرند، فقط نان خشخاشی (کنجدی) میپزند و مشتریهای خود را مجبور میکنند تا نان کنجدی بخورند!
البته نوع دیگری نان سنگک یا بربری به اسم «پُر کنجد» نیز میپزند و بابت آن بین 20 تا 30 هزار تومان میگیرند. بحث قیمت این مدل نان بهکنار، نکتهی عجیب ماجرا اینجاست که مشتری میتواند این نوع نان را خارج از صف دریافت کند!
روز گذشته به نانوایی بربری محل مراجعه کردم و چهارتا نان بربری کنجدی هر کدام به قیمت 3500 تومان خریدم. نفر پشت سری من شهروند عزیز افغانستانی بود. ایشان نان بدون کنجد درخواست کردند، اما با واکنش توهینآمیز شاطر مواجه شدند. شاطر نانوایی به او گفت: «افغانی رو چه به بربری ساده! شماها حتماً باید بربری کنجدی بخرید».
ضمناً بیشتر نانواییهای پرند (از هر نوعی که باشند)، از وزن چانه کم میکنند تا آرد باقیمانده را در بازار آزاد بفروشند و سود نامشروع ببرند. اینها ظاهراً تا زمانیکه «مُشت قانون» بالای سر آنها نباشد، سر جایشان نمینشینند!
وضعیت تعدادی از نانواییهای لواشی پرند واقعاً دیدنی است! نانی که آنها میپزند بهحدی نازک است که بهمحض درآمدن از تنور، خشک میشود. متأسفانه پیدا کردن نانوایی که وزن چانه را دستکاری نکند، کار سختی است. البته تأکید میکنم که همهی نانواییهای پرند اینگونه نیستند.
مشکل اپراتورهای اینترنت با بلاگفا تمامی ندارد! تقریباً دو سال است که هنگام ورود به پنل مدیریت وبلاگ در بلاگفا، با مشکل کندی بارگذاری صفحه مواجه میشوم.
ابتدا فکر میکردم این یک ایراد فنی از طرف بلاگفا است، اما وقتی به ایمیل پشتیبانی سایت مذکور پیام داده و علت را جویا شدم، با توضیحات ارائه شده قانع شدم که مخابرات و اپراتورهای سیمکارت با کلادفلر مشکل دارند.
من نمیدانم این اصطلاح فنی به چه معنی است، ولی وقتی از نرمافزار تغییر آیپی استفاده میکنم، بهراحتی میتوانم به پنل مدیریت وبلاگم در بلاگفا دسترسی داشته باشم و همهچیز به حالت عادی بازمیگردد!
البته از ساعت 12 شب به بعد، تقریباً مشکل برطرف میشود و خیلی راحت میتوان بدون استفاده از نرمافزار تغییر آیپی وارد میز کار بلاگفا شد.
با توجه به سابقهی طولانی سرویس وبلاگ بلاگفا، کاربران بسیار زیاد، و حجم عظیم دادههای متنوع در زمینههای گوناگون، مسؤولان مربوطه میبایست مشکل این اپراتورها با کلاد فلر را بهطور ریشهای حل کنند تا استفاده از بلاگفا به آسانی امکانپذیر باشد.
سرویسهای وبلاگنویسی همچون سرویسهای پست الکترونیک و پیامرسانها، یک ضرورت محسوب میشوند و جامعه به آنها نیازمند است. باید از بلاگفا، بلاگ بیان، بلاگ اسکای، و ویرگول حمایت و مراقبت کرد. اینها سایتهای ترویجدهندهی علم و دانش هستند و برای جامعه یک نیاز بهحساب میآیند.
من متولد قم هستم و در محلهی زنبیل آباد این شهر بزرگ شدهام. خانهی ما در خیابان مالک اشتر (دکتر جهانبینی) بود. ساختمان شمارهی 128 در خیابان دکتر جهانبینی متعلق به ما بود، اما پدرم در سال 1384 آن را فروخت و ما به منطقهی دیگری در این شهر نقل مکان کردیم.
من تحصیلات ابتدایی را در مدرسهی ابتدایی حضرت زهرا (س) قم گذراندم. این مدرسه در خیابان 45 متری صدوق، کوچهی صدوقی سوم قرار دارد. دوران تحصیل در مدرسهی ابتدایی حضرت زهرا (س) را به خوبی یادم هست. مدتها است که توی اینترنت اسامی برخی از همکلاسیهای آن دوران را جستجو میکنم، خصوصاً اسم مدیر مدرسه، آقای امرالله نادعلی را میجویم، ولی هیچ نشانی از ایشان در اینترنت یافت نمیشود.
یادش بخیر، چهقدر در حیاط مدرسه بازی میکردیم. وقتی خاطرات آن دوران را در ذهنم مرور میکنم، بغضم میگیرد. این مدرسه قبلاً بهصورت دو شیفت دخترانه و پسرانه فعالیت میکرد، ولی حالا بهطور کامل دخترانه شده است. من پنج سال ابتدایی را در این مدرسه گذراندم و خاطرات خوش بسیاری از آن دوران در ذهن دارم.
در سال 1379 کلاس اول ابتدایی بودم و در سال 1384 پنجم ابتدایی را تمام کردم. بعد از اینکه پدرم خانه را فروخت، به مدت یکسال در خیابان تولیددارو قم ساکن شدیم. من کلاس اول راهنمایی را در مدرسهی صادقیه واقع در خیابان خیام قم درس خواندم. از آن دوران هم خاطران خوش بسیاری در ذهن دارم. دوستان خیلی خوبی پیدا کردم، ولی به غیر از یکی دو نفر، اسامیِ بقیه را از یاد بردهام. منتهی چهرهشان را هنوز یادم هست.
اسامی همکلاسیهای دوران ابتدایی: متقیان فر، یزدانی، فتاح حائری، رستگار، میلاد رسولی، امید خوش سخن، یزدان فر، علی گرامی فرد، محمود مصلحی، جان جان، فرید معماری، و... .
اسامی معلمهای دوران ابتدایی: آقای محمودی (معلم کلاس اول)، آقای خیرخواه (معلم کلاس دوم)، آقای حسین لو (معلم کلاس سوم)، آقای رجبی (معلم کلاس چهارم)، آقای صالحی راد (معلم کلاس پنجم).
از دوستانِ پایهی اول راهنمایی در مدرسهی صادقیه قم فقط پاشایی و رنجبر را یادم هست. اسامی کارکنان مدرسهی صادقیه را به یاد ندارم. امیدوارم یک روز همکلاسیهایم یا کارکنان مدرسههای مذکور این یادداشت را بخوانند و برایم پیام بگذارند.